خرید بک لینک
شعر شعر های به یادماندنی افسانه · زندگیم افسانه ای بیش نبود · خاطراتم یک مشت انتظاربیش نبود · اعتقادم پراز انکاربیش نبود · تفکرم از یک سلام بیش نبود · عشقم در یک نگاه بیش نبود · زندگیم یک خواب خیال بیش نبود · مهربان نوشته شده در جمعه هجدهم تیر ۱۳۹۵| ساعت 23:38| توسط مژگان دادخواه| آخرين مطالب » تو میگی چی کار کنم » می تازم» خبر داری» افسانه » بمانی با من» سلام » مهر» دلواپسی» سادگی» دلم سخت

برچسب: نویسنده: متین محمدپور تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 6:24

خدای تو بگو چی کار کنم تو بگو با این همه دل تنگی چی کا رکنم این دل تنگو پیش کی خالی کنم به کی بگم غصه های تنم باز کنم تو بگو خدای مهربون چی کار کنم این همه درد را به کی نشون بدم این همه غصه رو واسی کی مرور کنم قصه من قصه امروزو دیروز نیست خدای من تو بگو چی کار کنم برای دلم چی موند واسی اون ی مشت غصه مونده چاره درد چی هست صبرم داره تمام میشه طاقت دیگه حوصله نداره خدای من تو بگو چی کار کنم یه کسی برای من چارهای جور کنه نشونی ازاون بیاره کسی از خونه یار خبر بیاره خدای من تو بگو چی کار کنم دردی از این دلم جدا کنه گرهی از این کارمن باز کنه که فقط تو بدونی وا موند دلم خدای من تو بگو چی کار کنم خونه دوست از کدام طرفه که مهربانیا هاش توش جمع باشه دیگه غصه توی دل تنگم نباشه همش شادی باشه وخنده دگه بس نیست امتحان توای خدا لطفتو باری دیگه به من نشون بده تا پرستوهای شادی روی لب دیوار خونه جا کنه پروانه شوق دوباره پرواز از نوکنه ساعتی مهربونی در خون من اطراق کنه من منتظرت هستم آه ای خدا کاری بکن مهربان منتظر تو هست تا انتهای دنیا منتظر توست

برچسب: نویسنده: متین محمدپور تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 6:24

صفحه بندی